مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1262

طب اكبرى ( فارسى )

علاج : كهربا ، گلنار ، گل ارمنى ، خون سياوشان و لك ، اجزا برابر كوفته و بيخته شربتى دو درم به آب خرفه يا نقوع سماق و اگر ضرورت شود مقدار نيم نخود افيون اضافه نمايند يا تنها دهند ، در حال خون را بازدارد . و اگر در بدن امتلا بود ، فصد باسليق بر دوا مقدم دارند . [ 1674 ] پنجم ، آنكه بر معده واقع شود و رگى منشق سازد . علاج : تنقيهء بدن كنند و بسد و كهربا با گلقند سرشته خورانند و اين ضماد استعمال نمايند : اقاقيا ، گل سرخ ، مصطكى ، آس و سنبل ، از هريك پنج درم ؛ زعفران ، صبر و جوز سرو ، هريك يك درم به آب لسان الحمل طلا سازند . و سيب و به خوردن و كوفته بر معده نهادن سود دارد . [ 1675 ] ششم ، آنكه سقطه و ضربه بر جگر افتد . علاج : ريوند و فوه ، هريك پنج درم ؛ لك مغسول و طباشير ، هريك سه درم ، [ همه را ] كوفته و بيخته [ و ] يك مثقال به گلاب با عرق كاسنى و به سكنجبين بدهند . و اين دوا ضماد نمايند : صندل سپيد ، گل سرخ و گل بنفشه ، هريك پنج درم ؛ آرد جو ، هفت درم ؛ زعفران ، درمى ؛ كافور ، نيم درم ، به گلاب و روغن گل ضماد سازند . و اگر جراحت نبود ، گل سرخ گل ، پنج درم ؛ سنبل ، مصطكى و دارچينى ، هريك دو درم ؛ آس ، سه درم ؛ لادن ، دو درم ، لادن را به روغن گل يا خيرى حل سازند و جمله [ را ] به هم آميزند و ضماد نمايند . و مغاث و گل ارمنى و مورد اجزا برابر ضماد نيك است . و خوردن ريوند يا جلّاب نفعى عظيم دارد . [ 1676 ] هفتم ، آنكه بر عضله افتد و آن را منفسخ سازد . علاج : نخستين ، رادعات كه ذكر يافته ضماد نمايند و بعد از آنكه خون از انصباب باز ايستد ، به طبيخ بابونه و اكليل و تخم كتان و زوفاى يابس و برگ خطمى و پودينه و مرزنگوش تنطيل نمايند و آرد جو و زوفاى رطب و پودينهء كوهى ضماد سازند . [ 1677 ] فايده : فسخ عضله ، عبارت است از تفرق اتصال كه در وسط عضله افتد ؛ خواه تفرق در طول بود خواه در عرض ، خواه يك‌جا بود خواه چند جا . [ 1678 ] هشتم ، آنكه سقطه و ضربه بر عصب افتد و بدان سبب بعض اجزاى او از بعض ديگر متباعد گردد .